كارشناسان و متخصصان رسانه ها چندين دهه است كه به شناخت اثرات تلويزيون بركودكان و نوجوانان روي آوردهاند و به طور طبيعي،روش پژوهشي آنان از روشهاي بررسي اثرات فيلمهاي سينمايي چندان متفاوت نبوده است. اين امر،شايد از نبود شناخت كافي در مورد صفحه كوچك تلويزيون، يعني {درواقع}در مورد يكي از اعضاي خانواده بوده است. بهطورمثال، قبل از طرح مسئله اثرات تلويزيون، در اواخر سال (1940) صدها بررسي درباره اثرات سينما به عمل آمده بود، بهطوري كه به يقين ميتوان مدعي شد هر مسئله مهمي كه روي كودكان و نوجوانان به صورت يك تاثير تلويزيوني جلوهگر ميشود، قبلا در مورد سينما و فيلم شناسايي شده است. ازجمله اين پژوهشها ميتوان به مطالعات گروه تحقيقاتي پين فوند اشاره كرد كه در سالهاي بعداز 1930 اثرات سينما را در ايجاد نيازها، سرگرميها و كسب آگاهيها، تحريك پرخاشگريها، رابطه با جرايم مختلف، ناسازگاريهاي ذهني و... بررسي كردند و زمينه پژوهشهاي بسياري را در خصوص تلويزيون فراهم آوردند.