موضوع ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي، درگذر از پايان دوهزاره ميلادي به جايي رسيده كه با بسياري از پديده ها و امور ديگر حيات ما مرتبط شده و برآنها تاثير گذارده است. براي همين، بسياري از موضوعهاي مرتبط با مباحث ارتباطات، مورد توجه انديشمندان رشته هاي مختلف علوم قرار گرفتهاند و جزو مباحث بين رشتهاي اين علم كم سابقه، اما با اهميت، محسوب ميشوند. از اين رو مدتهاست كه كه كارشناسان وسايل ارتباط جمعي و كارشناسان ساير رشته هاي وابسته، تاثير وسايل ارتباط جمعي بركودكان را مورد توجه قرار دادهاند، بويژه بحث مهم كودك و تلويزيون هميشه جايگاه عمدهاي در اين مباحث داشته است؛ زيرا تلويزيون به سهلترين وجه و در همه اوقات در اختيار كودكان است و همزمان با صوت و تصوير و جاذبه هاي خاص خود اين انسان كوچك را كه بسا درك درستي نيز از اين پديده ندارد، در آغوش ميكشد.
تحقيقات صاحبنظران علوم تربيتي و روان شناسي ثابت كرده است كه بناي عظيم شخصيت بزرگسالي انسان بركودكي وي استوار ميشود.ازطرفي كودكان مانند بزرگسالان قادر نيستند با مشاهده تلويزيون، واقعيات را از امور غيرواقعي تفكيك كنند و همين امر، اثرپذيري آنان را از رسانه افزايش ميدهد و باعث ميشود كه الگوپذيري و تقليد كودكان از آنچه مشاهده ميكنند، چندان گزينش شده و منطقي نباشد و در مقايسه با بزرگسالان از شدت و گستره بيشتري برخوردار باشد.
اكنون نه تنها بحث از تلويزيون و كودك مورد توجه فوقالعاده كارشناسان قرار دارد، بلكه كانون توجه سازمانهاي مختلف جهاني نيز واقع شده است، به نحوي كه هم اكنون سازمانهايي بينالمللي ويژه مطالعه، پژوهش و كنترل اين عرصه پديد آمدهاند، تا حتيالامكان از اثرات سوء برنامه ها بركودكان بكاهند.
لهذا اين شماره از نشريه به موضوع تلويزيون و كودك اختصاص يافته، تلاش شده است در حد امكان به ابعاد مختلف موضوع پرداخته شود، اما بسياري از مباحث ناگفته مانده و به بررسي و كنكاش بيشتري نياز دارد. اميدواريم اين شماره از نشريه فتح بابي باشد تا در ساير نوشتارها و پژوهشهاي رسانهاي اين موضوع مهم سهم خود را بيابد.